تبلیغات
وبلاگ سید محمد حسین شرافت مولا - ندامت نامه معلم دامغانی درباره عاشورا

   

به نام خدا


روزنامه خبر جنوب :



http://www.khabarads.ir/jonoob/archive/1391-9-16/ShowPage.php?View=37-91.9.16-www.khabarAds.com.jpg

 

 

محمد علی معلم دامغانی از شاعران توانای معاصر " شعر انقلاب " است . معلم دامغانی در مثنوی و بویژه مثنوی آیینی  شاعر توانا و تاثیر گذاری است . مثنوی " روزی که در جام شفق مل کرد خورشید " وی از شعرهای خوب و تاثیر گذار عاشورایی سده ی چهارده ادب پارسی است . در ذیل این مثنوی زیبا را که " ندامت نامه " ی عاشورایی اوست را بررسی خواهیم کرد.

 

 

 

 

معلم دامغانی سرچشمه ی ندامت را از نخستین روز خلقت بشر می داند:

 

من با صبوری کینه دیرینه دارم

من زخم داغ آدم اندر سینه دارم

سپس از سرگذشت  پیامبران الهی (س) سخن می گوید و تمامی بشر را مورد  ندامت  قرار می دهد:

 

یوسف مرا فرزند مادر بود در چاه
یحیی! مرا یحیی برادر بود در چاه
از نیل با موسی بیابانگرد بودم

 بر دار با عیسی شریک درد بودم
من با محمد از یتیمی عهد کردم
با عاشقی میثاق خون در مهد کردم

 

آنگاه به سراغ امامان مقدس(س) علی(ع) و حسن مجتبی(ع) رفته , می سراید:

 

بر ثور شب با عنکبوتان می‌تنیدم                       

در چاه کوفه وای حیدر می‌شنیدم

***

من تلخی صبر خدا در جام دارم

  صفرای رنج مجتبی در کام دارم

***

 

این مصائب بزرگ مقدمه ایست برای رنج و عذاب و " ندامت " بیشتر :

 

من زخم خوردم صبر کردم دیر کردم              

من با حسین از کربلا شبگیر کردم

 

شاعر می گوید: در واقعه کربلا عده ای از روی "ترس"  صبر کردند و تعلل .

و اینگونه میدان را خالی کردند و اینان " کوفیان" همان  افرادی هستند که باعث شهادت

امام و سالار شهیدان حسین(ع) شده اند.

 

و اینگونه است که :

 

وادی به وادی خون پاکان موج میزد
***

آری هفتاد و دو گل پرپر گشت

 

معلم دامغانی به "عرفان عاشورایی" که همان " ندامت " است  نایل گشته سپس فریاد می کشد:

 

بی درد مردم ها خدا، بی درد مردم                    

نامرد مردم ها خدا، نامرد مردم

 

و " بی دردی " را همان " نامردمی " می داند که از " مرگ " بد تر و پَست تر است

 

آنگاه به " ناله" فریاد می کشد:

 

 

از پا حسین افتاد و ما برپای بودیم

 زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم
از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند

 دست علمدار خدا را قطع کردند
نوباوه‌گان مصطفی را سربریدند                         

مرغان بستان خدا را سربریدند

 

 

و "بی تفاوتی " و "بی دردی" مردم  موجب می گردد که حضرت سیدالشهدا(ع) , حضرت عباس(ع) و حضرت زینب (س) و شهدای بنی هاشم(ره) و شهدای والا مقام کربلا(ره)

در دشت سوزان کربلا شهید گردند :

 

دربر گریز باغ زهرا برگ کردیم

 زنجیر خائیدیم و صبر مرگ کردیم

 

آری "صبر" و " تعلل " کوفیان یعنی "ندامت " همیشگی بشریٌت تا قیامت :

 

چون بیوه‌گان ننگ سلامت ماند برما                

تاوان این خون تا قیامت ماند برما

 

سالها و بلکه قرن ها از شهادت مظلومانه ی خورشید ایثار و شجاعت  امام حسین(ع) سیدالشهدا و یاران عظیم ایشان گذشته و خورشید در عزای ایشان رخت خونین به تن کرده است :

 

  

روزی که در جام شفق مل کرد خورشید       

بر خشک چوب نیزه‌ها گل کرد خورشید

 



 معلم دامغانی شهادت حضرت سیدالشهدا(ع) را "ننگ" بر پیشانی بشریت دانسته ابتدا کوفیانی که بخاطر "ترس" از مرگ از حمایت حضرت کوتاهی کردند و سپس تمامی بشریت را ندامت می کند زیرا عاقبت کوتاهی از بیعت با امام عصر (ع) از امام علی (ع) تا امام مهدی موعود(عج) جز " ننگ سلامت" نیست.

  

منبع :کتاب " رجعت سرخ ستاره "



محمد حسین نورانی شیرازی ( نصرتی )





طبقه بندی: مقاله ادبی،
برچسب ها: مقاله، معلم دامغانی، امام حسین (ع)، عاشورا،

تاریخ : شنبه 4 خرداد 1392 | 06:29 ب.ظ | نویسنده : مدیر وبلاگ | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.