تبلیغات
وبلاگ سید محمد حسین شرافت مولا - عطار در مثنوی مصیبت نامه

 

                                                     به نام خدا

 

روزنامه خبر جنوب :

http://www.khabarads.ir/jonoob/archive/1391-9-16/ShowPage.php?View=42-91.9.16-www.khabarAds.com.jpg

 

مقدمه:

(فرید الدین) محمد بن ابراهیم نیشابوری متخلص به عطار شاعر پایان سده ی ششم و آغاز سده ی هفتم هجری می باشد ما عطار را(در نظم) بیشتر با مثنوی منطق الطیر" مقامات طیور" و

(در نثر) با تذکره الاولیا که سرگذشت و حکایاتی از عارفان و اولیای اسلامی است می شناسیم

مثنوی مصیبت نامه در بحر رمل مسدس محذوف سروده شده است و 7425+105 بیت است

عطار کتاب مصیبت نامه را در چهل مقاله به رشته تحریر درآورده است. کتاب با توحید الهی

آغاز و با نعت رسول اکرم(ص) و نعت خلفای راشدین و نعت امام حسن و امام حسین ( علیهم السلام) و بابی در صفت شعر و چند حکایت پیش می رود . سپس ابیاتی به عنوان آغاز کتاب می آورد و با دو حکایت این بخش را پایان می دهد. در اینجا مقالات چهل گانه ی عطار درباره ی سفر "سالک فکرت" آغاز می شود.

در این بررسی شخصیت عطار نیشابوری در مثنوی مصیبت نامه که به گفته  شاعر و پژوهشگر معاصر( شفیعی کدکنی) پس از مثنوی منطق الطیر ارزشمند ترین اثر عرفانی عطار است پرداخته می شود:

 

متن:

 

قهرمان اصلی مثنوی مصیبت نامه " سالک معرفت " است که در جست و جوی معرفت و شناخت حقیقی  شروع به پرسش از تمام کائنات می کند و هرچه پیش میرود شناخت کامل تری

می یابد ابتدا به سراغ جبرئیل رفته اما جبرئیل هم یاد آور می شود که من هم راه به جائی نمی برم . در حقیقت عطار نیشابوری میگوید تمامی ما در دنیای ظواهر مانده ایم و باید به معنی برسیم حال این معنی کائنات را عطار در چه کسی یا چه چیزی یافته است؟ " سالک معرفت" سپس به نزد سایر فرشتگان الهی رفته باز احساس عطش میکند آنگاه به سراغ کائنات می رود دراینجا عطار نیشابوری " عطش " در راه شناخت را سودمند و لازم میداند .

" سالک معرفت " به سراغ انبیا رفته از نوح ابراهیم موسی وعیسی (علیهم السلام) عرفان را

جویا میشود .

شیخ نیشابور هنوز " سالک معرفت " را دارای کمال نمی بیند تا اینکه به پیشگاه حضرت محمد مصطفی( ص) راه یافته و در آنجا سیر کامل عرفانی را جویا میشود که :

باید پنج وادی را طی کرد تا بتوان "سیر انفس" را به پایان رساند که این پنج وادی عبارتند از:
وادی حس،خیال ،عقل،دل وجان .و مصیبت نامه در وادی جان (روح) در مقاله چهلم منظومه مصیبت نامه پایان می پذیرد.

عطار در مثنوی " منطق الطیر" هم همین گونه می اندیشد منتها با پیرنگ داستانی

زیباتر و دارای تاثیر بهتر. هم چنین باید گفت عطار در مصیبت نامه از مجانین
و افرادی که در ظاهر شریعت مدار هستند در جهت پیام رسانی استفاده میکند
و مجانین را نشانه ای از شناخت می بیند که اشاره های عرفانی از زبان آنها بیان
می گردد و در حقیقت عطار نیشابوری  باطن را در ورای ظاهر جست و جو میکند . ظاهری که غلط انداز و فریبنده است و البته پر ادعا. هم چنین عطار  تمثیل و نماد و شرح
و تفصیل مطالب  را شیوه ی کار خود می کند و زمانه ی خویش را در شعر خود
به تمام زمان ها بسط می دهد.

هم چنین باید افزود که: در زمان عطار ایران مورد تاخت وتاز مغولان قرار می گیرد و فرهنگ جامعه نیازمند افرادی نظیر عطار بوده است تا فرهنگ ایرانی اسلامی را حفظ نماید.

عطار خود درباره‌ی ضرورت و نقش شخصیت دیوانه در القای معنی و پیام می‌سراید:

زان که گر تو عاقل آیی سوی من
رنج بسیاری خوری در کوی من
لیک اگر دیوانه آیی در شمار
هیچ کس را با تو نبود هیچ کار

 

در ذیل " در آغاز مصیبت نامه" عطار نیشابوری معراج را بیان می کند و شخصیت پیامبر را که دلیل برتری او بر تمامی انبیاست این گونه بیان می کند:

 

یک شبی در تاخت جبریل امین        
گفت ای محبوب رب العالمین
صد جهان جان منتظر بنشسته اند  
در گشاده دل بتو در بسته اند
هفت طارم را ز دیدارت حیات        
 
تابرآئی زین رواق شش جهات
انبیا را دیده ها روشن کنی                 
قدسیان را جانها گلشن کنی

.....

سپس در مورد دیدار پیامبر اسلام (ص) با سایر انبیا در شب معراج این گونه  می سراید:

 

اول آدم را که طفل پیرزاد            
برگرفت از خاک و لطفش شیر داد

بود آدم بی پدر بی مادری                
او بپروردش زهی جان پروری
حلهٔ پوشیدش از عریان خویش      
چیست عریان یعنی از ایمان خویش

اولش اسما همه تعلیم داد                      
وز مسمی آخرش تعظیم داد
بعد ازان در صدر شد تدریس را        
درس ما اوحی بگفت ادریس را

در مصیبت نوح راتصدیق کرد             
نوحهٔ شوق حقش تعلیق کرد
روی از آنجا سوی ابراهیم داد              
صد سبق از خلتش تعلیم داد
در عقب یعقوب را درمانش داد           
 
درد دین را کلبهٔ احزانش داد
سوی یوسف رفت هم سیر فلک
   
وز ملاحت کرد حسنش خوش نمک

سوی اسماعیل شد جانیش داد           
کشته بود از عشق قربانیش داد
کار موسی را بسی غورش نمود  
برتر از صد طور صد طورش نمود

از نبی داود را صد راز گفت              
سر مکنون زبورش باز گفت
پس سلیمان رادران سلطان سری            
داد در شاهی فقر انگشتری
کرد ایوب نبی را نومحل                  
ملک کرمان با بهشتش زد بدل

رهبر یونس شد از ماهی بماه              
کردش از مه تا بماهی پادشاه

تشنهٔ او بود خضر پاک ذات                  
بر لبش زد قطرهٔ آب حیات
چون سر بریدهٔ یحیی بدید               
با حسین خویش در سلکش کشید
سوی عیسی آمد و مفتیش کرد              
در
هدایت تا ابد مهدیش کرد

سپس معراج تا" قرب الی الله" ادامه می یابد و پیامبر اسلام(ص) از کمالات الهی
بهره مند می گردد:

دوکمان قاب قوسین ای عجب                        
در هم افکندند از صدق و طلب
چون چنین عقدیش حاصل شد ز دوست      
قول وفعلش جمله قول و فعل اوست

 

 

نتیجه:

پس عطار کمال شناخت را در" معنا " , که در نزد پیامبر اسلام(ص) موجود می باشد
می داند. پس برای رسیدن به وادی روح(جان) باید عطش داشت و مصیبت کشید
و عقل و حس و خیال و دل را  پشت سر گذاشت تا به وادی روح نائل آمد و در این راه
از عرفان ناب اسلامی سود جست

منابع:

ویکی پدیا

Noormags.com

سایت گنجور ادب

سایت تبیان

مصیبت نامه مقدمه تصححیح و تعلیق: محمد رضا شفیعی کدکنی

ناشر: سخن _تهران


محمد حسین نورانی شیرازی ( نصرتی )

 

 

 




طبقه بندی: مقاله ادبی، عرفان پژوهی،
برچسب ها: مقاله، عطار نیشابوری، مثنوی، مصیبت نامه،

تاریخ : شنبه 27 مهر 1392 | 03:34 ب.ظ | نویسنده : مدیر وبلاگ | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.